تبليغاتX
حاجی کاظم یزدانی

حاجی کاظم یزدانی

رأی به یزدانی رأی به هویت ملی ماست

در روز جمعه 1 اسد 1389 جمعی قابل توجه از هموطنان آگاه و فرهیختگان جامعه با استاد یزدانی دیدار نمودند و از سخنان افرادی مانند آقای جاوید نویسنده و صاحب نظر در امور سیاسی، احمد بهزاد نماینده ولسی جرگه، حلیمی کاندید ولسی جرگه و استاد یزدانی مستفید شدند. در این جلسه هر کدام از سخنرانان به بحث در مورد  وضعیت سیاسی و اجتماعی کنونی کشور و  شخصیت استاد یزدانی به تحلیل و بررسی پرداختند.

جاوید از دوران انتخابات به عنوان فرصت یاد کرد و اینکه کسانی را انتخاب کنیم که شخصیت حقیقی داشته باشند. ایشان همچنین با یاد خاطره ای از رهبر شهید در رابطه با اهمیت کارهای استاد یزدانی، استاد یزدانی را کسی دانست که گوهر تاریخ را دانه دانه جمع کرد تا پژوهشی در تاریخ هزاره شود و هزاران صفحه دیگر را می نویسد تا مردم قهرمان خود را معرفی کند.

او گفت: " رأی دادن به یزدانی رأی دادن به عدالت خواهی است، رأی دادن به همه ارزش هایی است که ما می خواهیم برای آن مبارزه کنیم."

سپس احمد بهزاد با اشاره به آیه ای از قرآن کریم سخنان خود را شروع کرد:

" به درستی که خداوند وعده کرده است که سرنوشت قومی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه آن جامعه خود بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد."

بهزاد ابتدا با نگاهی به وضعیت کنونی کشور مشکلات و چالش هایی که جامعه ما با آن مواجه است را مطرح کرد، وی به مقایسه نتایج کنفرانس بن (که همانا شالوده و بنیاد یک نظام تکثرگرا و متکی بر دموکراسی توافقی بود) و حاکمیت کنونی پرداخت.

او همچنین در رابطه با بایکوت کردن اقتصادی بخش هایی از کشور و انحصار خواهی در مدیریت کلان کشور اشاره کرد که بایکوت کردن هزارستان نه تنها به هزارستان بلکه به کل کشور آسیب می رساند، بایکوت کردن بامیان و توقف پروژه های عمرانی در بامیان یعنی افغانستان و ملت افغانستان را از درآمدهای توریستی، معادن و صدها منبع در آمد دیگر محروم شده است.

برنامه ریزی به حاشیه راندن نیروهای نخبه جامعه هزاره از سطح رهبری حاکمیت مسئله مهم دیگری بود که بهزاد مطرح کرد:

" یک تیم سیاسی شکل گرفته شده و هراندازه هشدار داده شد و تلاش شد  که در برابر آن نیرویی شکل گیرد متأسفانه افراد مؤثر در جامعه هزاره غفلت کردند و حال علناَ نیروهای جامعه ما به حاشیه رانده می شوند."

او در رابطه با انتخابات ولسی جرگه 1389 گفت که در انتخابات پارلمانی تنها بحث نماینده داشتن مطرح نیست چرا که:

 " ما در برابر  سیاست های خطر آفرینی قرار گرفته ایم . در تشدید برنامه های نفاق افکنانه قومی در افغانستان اولین قربانی این سیاست هزاره ها هستند و اگر در برابر آن مقاومت همه جانبه و وسیعی صورت نگیرد در گام بعدی اقوام دیگر قربانی این سیاست خواهند بود، کسانی که وزرای خود را از پارلمان پاس کرده اند چندان آسوده نباشند این شتری که بر در خانه هزاره ها است در خانه دیگران هم خواهند رفت و ایستگاه آخر آن خانه هزاره نیست. واین سیاست گام به گام حاکمیت استبدادی میراث دار 250 سال حاکمیت قبیلوی بر افغانستان بوده است.

این موضوع را بارها با دوستان هم سرنوشت خود با برادران تاجیک و ازبک مطرح ساختیم که اگر حاکمیت قبیله ای موفق شد بدون دردسر و با سیاست دیگران هزاره را از عرصه مدیریت کشور حذف کند گام بعدی ازبک و تاجیک خواهد بود و تاریخ سیاه گذشته تکرار خواهد شد.

چهره هایی هستند که شما نمی شناسید و در تلویزیون ها ظاهر نمی شوند ولی در کانون برنامه ریزی های سیاسی قرار گرفته اند، تصمیم خود را گرفته اند در دایرالمعارف هایشان آنها فی صدی اقوام را تعیین کرده اند و در مرحله بعد در صدد عملی ساختن برنامه های خود هستند. ...

امروز حلقات سیاسی برنامه آشتی با تروریزم را به عنوان یک محور سیاسی و امنیتی روی دست گرفته است."

در رابطه با برنامه های آشتی با تروریزم بهزاد به رابطه حاکمیت با کشورهای روسیه، پاکستان، آنکارا و ایران اشاره کرد، او وجود اسناد غیر قابل انکاری در رابطه با حمایت ایران از طالبان و تروریسم را قطعی دانست و تعطیل شدن پروژه های کلان اقتصادی بوسیله ایران در غرب افغانستان را دلیل بر این ادعا بیان کرد.

استفاده از فرصت ها مسئله ایست که اکثر صاحب نظران به آن پرداخته اند و بهزاد نیز به از داست دادن این فرصت ها در 8 سال گذشته اشاره کرد و نتیجه آن را عدم پذیرش حتی حضور سمبلیک جامعه هزاره بیان کرد. او با این مقدمه به مسئله انتخابات و اهمیت آن به عنوان یک فرصت پرداخت:

" ... آنها که هزاره ها را از صحنه خارج می کنند نقش تاریخی خود را انجام می دهند ولی ما چه می کنیم؟ امروز وضعیت بحرانی تر از آنچیزی است که با تحلیل های عوام فریبانه آن را به مردم ارائه کنیم، ...نباید توجیه گر سیاستی باشیم که افغانستان را به قرن 19 بازمی گرداند. ...

این دوران انتخاباتی فرصت است فرصتی که جامعه سیاسی حرف های نخبگان را دریابند. فرصتی است تا کادرهای سیاسی برنامه های خود را مطرح کنند. فرصتی است برای بیان دیدگاه و ترسیم آینده.

با انتخاب شایسته حداقل یک حصار دفاعی در پارلمان بفرستیم.

تلاش برای فرستادن تعداد بیشتری نماینده یک ضرورت است اما نه به هر قیمتی، ما در کشوری زندگی می کنیم که اگر از تمام فرصت های رأی خود استفاده کنیم نمی توانیم اکثریت را در پارلمان تشکیل دهیم ولی مهم اینست که چگونه اقلیتی را در پارلمان داشته باشیم، اقلیتی که به دنبال منافع شخصی خود نباشد.

به کسانی رأی ندهیم که امروز خرج می کنند زیرا همین افراد در پارلمان به دنبال جبران این مخارج خواهد بود. پارلمان جای تاجر جماعت نیست جامعه ای موفق است که هر کسی را در جای خود قرار دهد."

سپس او در رابطه با استاد یزدانی گفت:

" من شاگرد استاد یزدانی هستم. در برهه ای از دوران مهاجرت مبارزه به سمت آرمان های استاد شهید جرم بود و در آن دوره یکی از محورهای اصلی جریان اندیشه و آرمان های رهبر شهید و یکی از محورهای مقاومت برای رسیدن به عدالت، استاد یزدانی بود."

وی اظهار تأسف کرد که یزدانی نیز به مانند بسیاری از نخبگان ما فراموش شده است. و در این راستا به ضرورت انتخاب آگاهانه مردم غرب کابل، که او از آنها به عنوان کسانی که به مقاومت و حرکتهای آگاهی بخش در سطح افغانستان شهرت دارند یاد کرد، تأکید کرد و ایجاد سنگر مقاومت در پارلمان را یک ضرورت بیان کرد.

در انتها او به مسائل منطقه ای اشاره کرد و آن را برنامه و دامی حساب شده در طول 8 سال خواند تا با تشکیل اجتماعات بر محور مسائل منطقه ای، صفوف متحد مردم ما را چند پارچه بسازد تا نیروهای نخبه ما نتوانند در عرصه هایی مانند انتخابات موفقیت به دست آورند چرا که مردمی که در درون لاک های روستایی و منطقه ای باشند نمی تواند تصمیم کلان در عرصه ملی بگیرند.

حلیمی نیز سخنان خود را در دو محور بیان کرد. ابتدا او در رابطه با استاد یزدانی به عنوان فقیه و اسلام شناس  و اندیشه و تفکر ایشان صحبت نمود. او اهمیت کار استاد یزدانی را آغاز گر بودن حرکت بیداری خواهانه و هویت طلبانه دانست و کار دیگران را متأثر از کار استاد بیان کرد و خواهان برجسته شدن این مسئله شد.

 سپس مسائل سیاسی کشور وجامعه هزاره را بیان کرد. او در برخورد با مشکلات موجود که ریشه های عمیق و پیچیده دارد و ایجاد ابزارها و توانمندی های مقابله با آن صحبت نمود. او نزدیک شدن به اهداف در زمان استاد مزاری را پشتوانه قدرت سیاسی و اجتماعی سیاست های او دانست و امروز نیز ایجاد توان و قدرت را در درون جامعه ضرورت رسیدن به اهداف و رهبری سالم سیاسی، کار فرهنگی و کار روی جامعه را راه حل های اساسی برای رسیدن به این قدرت بیان کرد. او همچنین تأکید کرد که نباید همدیگر را تضعیف کنیم و با قبول مسئولیت و داشتن انسجام به اهداف خود در پارلمان برسیم.

استاد یزدانی نیز با اشاره به حکومتداری کنونی خلاصه ای از زندگی نامه سیاسی دو شخصیت بزرگ مهاتما گاندی و نلسون ماندلا را شرح داد و با معنای تحریف شده سیاست سخنان خود را شروع کرد و شخصیت سیاست مدار را تابع مصالح و منافع مردم بیان کرد. استاد در رابطه با مبارزه گاندی با انگلیس، نحوه زندگی و تقابل او با مردم، نحوه برخورد سیاسی در مسائل بین پاکستان و هندوستان صحبت نمود. ایشان در مورد نلسون ماندلا هم به مبارزه او با تبعیض نژادی بین سفید پوستان و سیاه پوستان با توجه به ترکیب 11 درصدی سفید پوست و 89 درصدی سیاه پوستان اشاره کرد و عدالت او را دررابطه با رعایت حقوق سفید پوستان، بعد از سالها سختی در زندان و پیروزی مورد تحسین قرار داد.

استاد یزدانی در رابطه با وضعیت کنون کشور علت فقر و عدم توسعه در افغانستان را با وجود کفایت و لیاقت مردم افغانستان، حکومت های مستبد و فاشیستی دوران گذشته دانست و مثال های تاریخی آن را تشریح کرد.

ایشان تأکید کردند که تلاش کنیم ما هم در زندگی نسبت به کشور خود صادق و فداکار باشیم و حق مردم خود را که توسط حکومت های فاشیستی گذشته ضایع شده است را برگردانیم.

استاد یزدانی به عدم رعایت تناسب جمعیت اقوام در ادارات افغانستان اشاره کرد و گفت:

 " تا زمانی که آمارگیری دقیق نشده است باید آمار پذیرش شده در کنفرانس بن معیار حکومتداران باشد. سهم هزاره ها در کل کشور 22 درصد است. این حق گرفتنی است ( البته بسیار کم اتفاق می افتد که مردان بزرگی مانند مهاتما گاندی بیایند و این حق را بگیرند،) باید خود ملت این حق را بگیرد."

"ما صد در صد خواهان وحدت ملی هستیم ولی نه به معنای سکوت کردن زیرا در غیر اینصورت استثمارگری است استثمار برای هر دو استثمارگر و استثمار شده گناه هست."

استاد یزدانی در رابطه با ضایع شدن حقوق مردم هزاره دو حق را یاد آور شد:

"1- در تقسیم بندی های دولتی باید تعادل باشد و انکشاف متوازنی را در سراسر افغانستان داشته باشیم.

2- حق دیگر حق تاریخی است یعنی در کتابهای تاریخی، حقوق و فرهنگ و آداب و رسوم مردم ما در نظر گرفته شود"

استاد در حق تاریخی هزاره به کتابی جعلی اشاره کرد که در سال 1319 ظاهرا توسط فردی به نام محمدبن هوتک به رشته تحریر درآمده است و حدود چند صد سال پیش مقر پشتون ها را در هزارستان بیان می کند. این کتاب از همان اوایل مورد شک و تردید مورخان و دانشمندان قرار گرفت و استاد هم دررابطه با کوشش های خود برای اثبات جعلی بودن این کتاب سخن گفت یکی از این دلایل،" اشتباه ذکر شدن تاریخ درج شده دراین کتاب است، 16 جمادی الثانی روز دوشنبه می باشد که در کتاب جمعه ذکر شده است و نشان از تصادفی نوشتن تاریخ است ". این کوشش های استاد در مقاله ای انتشاریافته است که مورد استقبال برادران تاجیک و ازبک نیز قرار گرفت.

در انتها استاد تأکید نمودند که برادرهای هزاره ما متوجه این موضوعات باشند و با انتخاب انسان های شایسته از این حقوق خود  دفاع کنند.

 

 



نویسنده :محمد صابر قائمی - ساعت روز سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |    Bookmark and Share

بنام خدا

اعلان حمایت مجمع دموکراسی خواهان افغانستان حاجي كاظم يزدانيازکاندیداتوری استادحاج کاظم یزدانی برای شرکت دردومین دورانتخابات ولسی جرگه افغانستان درکابل

اعضای نهادسیاسی((مجمع دموکراسی خواهان افغانستان))درجریان قرارگرفت که محقق ارجمندومورخ شهیر کشور حضرت استادحاج کاظم یزدانی خودش رابرای دومین دورانتخابات پارلمان کشورکاندید نموده است.این مجمع،ضمن ابراز خرسندی از این تصمیم نیک وبه جای ایشان؛ دیدگاه خویش رادرمورد، قرار ذیل اعلام می دارد:

مجمع نه تنهافقط درانتخابات پارلمان کشور بلکه درهمیشه تاریخ،خودرامتعهدبه پیروی وحمایت ازاندیشه های روشنی بخش استاد  حاج کاظم یزدانی میداند زیرابه نظرمجمع آنچه راکه اودرقبال مردمش انجام داده است بجزرهبرشهیدمزاری هیچ کسی دیگرانجام نداده ودرنظر این مجمع تنهاکاری قابل قبول مردم مامی باشدکه درراستای تامین منافع آنان انجام شده باشدکه رهبرشهیداستادمزاری وحضرت استادیزدانی (این دواندیشه پاک وهدایتگرواسطوره مردم ما) این کاررابه نیکی انجام داده اند زیراهردوجان عزیزشان راتقدیم این راه کردندکه یکی فداشد ودیگری نیز نیمی ازبدنش راباتمام اندیشه اش تقدیم این راه نموده است. استادیزدانی درآغازجوانی بدنبال تاثرش ازوضع نابسامان زندگی مردمان کشور،همگام بادیگرمبارزان راه آزادی کشورش؛علم مبارزه برعلیه حاکمیت سیاهی وظلمت رابردوش برمی داردودراین راه تاآنجاپیش می رودکه دیگر قدمهای فیزیکی اش یارای حرکت ندارد ووقتی  از این توان بازمی ماندبازمتوقف نمی شودواین بارمصمم ترازگذشته درراه تحقق آرمانهای مبارزات برحقش،قلم به دست می گیردو نزدیک به نیم قرن شهربه شهروکتابخانه به کتابخانه به دنبال هویت گم شده مردمش می گرددتا بالاخره آن راازدرون لایه های مکتوم تاریخ بیرون کشیده واین کتمان تعمدی رادرمعرض دید مردمان زمانش قرارمی دهدوباشناخت عمیقی که ازاستادموجوداست اودرحالی که فرزندانش ازنعمت برخورداری ازامکانات رفاهی مرسوم زمانش محروم هست سهم زندگی خودوفرزنداش راکه آن هم بسی ناچیزاست،برای جستجوی هویت فروخفته مردمش به مصرف می رساندودراین راه درکمال ناتوانی اقتصادی، بالا ترین خدمت رابه جامعه انسانی افغانستان ارایه می داردوچراغ روشن امروزینی که فراروی ملت ماقرارداردمحصول زحمات جان برکفانه این اندیشمندبزرگ ملی است که ازلابلای ناخنهای توانمنداندیشه ودستان عزت آفرینش پیشکش مردم ماگردیده است زیرا او درزمانی که نام بردن ازهویت ملی مردم ما جرم بود فردیادبلندی به درازنای تاریخ؛ تاریخ یک ملت محکوم به نابودی راازنای بلندهویت یابش برای همیشه،طنین اندازنمودواوبااین جسارت قابل قدرش تاریخ کتمان شده مردم محکومش را برای تاریخ به ارمغان گذاشت .

به نظرمجمع دموکراسی خواهان افغانستان، هم مبارزات برحق رهبرشهیدوهم اقدام خردمندانه وجسورانه استادیزدانی درتحریرتاریخ مکتوم مردمش،درس بزگی برای جوانان ومبارزان راه حقیقت وآزادی است وجای شکران است که تااندازه ای ازرشادتهای پیشوای شهیددرسالگردهایش تجلیل به عمل می آید (اگرچه به هیچ عنوان حق آن بزرگ به هیچ عنوان اداء نمی گردد) اماجای بس تاسف است که گنجینه ای به عظمت اندیشه توانمنداستادیزدانی درجامعه ؛ جای تجلیل وقدردانی وتکریم را ندارد!

ولی علی رغم همه این بی تفاوتیهاماایمان مطمئن وباورراسخ داریم که دراینده نچندان دور،فروغ روشنی بخش اندیشه های اوچشمان همه مردمان کشوروبه خصوص مردمان تبارخودش رابه حقیقت روشن خواهدساخت چه این که وعده دادارحق است که آینده دردستان محرومان است!ومدتهااست که این حرمان درفریادهای استادیزدانی به صدادرآمده است .

 پس حمایت ازیزدانی حمایت ازتاریخ وهویت ملی ماست وچه بهترکه مردم ماخصوصاجوانان برومندملت باهویت ملی خویش بخوبی آشناگردند ونگذارنداین هویت زنده ای ملی به دست فراموشی سپرده شودتاخدای ناکرده درفردای پشیمانی، گرفتارعذاب شدیدو جدان جمعی تاریخ نگردند مردم ما به خوبی می دانندوخوب است جوانان مانیزبدانند،وقتی چشمان غمبار پیشوای شهیدملت استادمزاری بزرگ،به اولین کتاب تاریخ هزاره به نام پژوهشی درتاریخ هزاره ها- نوشته استادیزدانی می افتداز فرط شادی وسرور،لخطی تحمل نمی تواندوبرایش دیری می کند تاهرچه زودترنامه قدرمندانه ای به شرح ذیل برای تشویق استادیزدانی برایش می فرست

((جناب آقاي حاج كاظم يزداني .... اثر بسيار ارزنده شما بنام (پژوهش هايي در تاريخ هزاره ها ) در دستم رسيد و تا آخر مطالعه نمودم. ايجاب مينمايد اظهار قدرداني و سپاسگذاري نمايم از زحمت كشي و اقدام نيك شما در مورد احياء فرهنگ مردم هزاره و نقش آنها در جامعه افغانستان. واقعاً قابل قدر است كه در حال كمبود لوازم ضروري و مدارك تاريخي شما توانستيد فصل جديدي در تاريخ اين مردم رنجديده و محروم باز كنيد، چنانچه در سابق چنين كاري را كس نكرده است و داشت تاريخ اين مردم كم كم از ذهن عامه محو مي شد.اكنون با اين عمل نيك و شايسته شما اميدي براي آينده و ديگران پيدا شده است.»))

 واین کارخردمندانه رهبرشهیدمی رساندکه یزدانی چه قدر ارزش دارد! وکتابش دربرابرچه بهای سنگینی به دست نشرسپرده شده وبازچه قدرارزش منداست که مادرک کنیم که رهبرشهیدکی بوده است که بااین سرعت یزدانی رادرک کرده است ؟

مجمع دموکراسی خواهان افغانستان معتقداست که این دواندیشه بزرگ درهمفکری باهمدیگربرای بیداری ملت به خواب رفته ماکارهای بس بزرگی انجام داده اندچنانچه می دانیم که رهبرشهیددرزمان حیاتش درموردتاریخ کتمان شده این مردم وآینده سیاسی اش همیشه بااستاد یزد انی مشوره وهمفکری داشته است که اندیشه متراکم هردوعزیزباعث آگاهی جمعی مردمش گردید.

پس ای مردم کتمان شده تاریخ ! حال که پیشوای شهیدازدست مارفته است،اندیشه های پاکش نزدیزدانی بزرگ به ارمغان باقی است. پس به خودآیید وازاین نعمت گرانبها پاسداری نماییدکه عزت وسز بلندی تان درآن نهفته است .

به امیدروزی که دیگرهیچ وقت مردم ماازهویت خودمحروم نگردد!  

مجمع دموکراسی خواهان افغانستان 24/4/1389

 

 



نویسنده :محمد صابر قائمی - ساعت روز پنج شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |    Bookmark and Share

نظرات و تأييدات مردمي

بنام خدا

پیام شماره 1                                                

انیسه مقصودی   وكیل شورای ولایتی كابل:

« در مبارزات انتخاباتی پارلمانی 1389  می خواهم از هویتم حمایت کنم»

حاج كاظم یزدانی

 شخصیت قابل قدر ، نویسنده ی با درد هزاره ها، در سه دهه اخیر، شخصیت دلسوز، صادق، فداكار ، محكم و استوار با نفس پاك و مطمئن كاندید مستقل  ولسی جرگه در شهر كابل می باشد.

نویسندگان اهل علم و مطالعه، با نام و كتابهای ایشان آشنائی كامل دارند . لذا در دایره فرهنگیان و فرهیختگان كسی را نمی توان یافت كه وجود یزدانی را انكار نماید.

انسان پر از تجربه ، درد ، رنج ، محنت و صادق در برابر من و توی هزاره.

اما در برابر دشمنان تاریخی من و تو محكم و استوار چون كوه بابا ایستاده است .

من و تو:

ستم كشیـده و ریسمان بـدوشان، محرومیـن بی گـناه، قربـانـی كشتارگاه نظام های فاشیستی تاریخ .

مردم شریف كابل

خدمات شایسته حاج كاظم یزدانی در زنده نگه داشتن هویت من وتوی هزاره، شكاف رازهای پدران، كشف نقل سینه به سینه آنان و تدوین تاریخ هزاره ها كاری بس بزرگ و بی شایبه است.

همچنان ایشان در 5 سال اخیر در كابل، با وجود مشكلات فراوان مادی ، در برابر ما مردم، بی تفاوت نبوده است.

تدوین ، نشر و چاپ كتابهائی چون فرزندان كوهساران ، با میان سرزمین شگفتی ها ، نقد و بررسی قانون احوال شخصیه اهل تشیع (با استناد از آیات كلام الله مجید) و كتابهای دست نوشته ی دیگر ایشان كه هنوز چاپ نگردیده است، دستاورد بسیار بزرگ و نشانه ی  تلاش بیش از حد توان و امكانات ایشان می باشد.

می خواهم در مبارزات انتخاباتی پارلمانی سال 1389 از هویتم حمایت کنم

بگذارید صادقانه به عنوان یك فردی از پیكر جامعه تان در این مقطع زمانی انتخابات ، از شما بخواهم ، كه دست به دست هم داده از غرور و هویت هزاره گیتان حمایت نمائید.

بیائید باهم یزدانی را حمایت کنیم !

 مخاطبم اهل خاص است .

شما!

همسنگران، همفكران، قلم بدستان، سیاستمداران و دوستان یزدانی.

آیا مصروفیت های بیشمار روزمره زندگی مجال را به ما نخواهد داد تا از قلعه قاضی در غرب کابل خبری بگیریم و از احوال یزدانی جویا شویم؟

آیا منافع سیاسی و شخصی ما ایجاب می كند تا درباره یزدانی صحبت نكنیم و كمكش ننمائیم یا مخالف وجدان هر انسان با وجدان ، با توجیهات گوناگون مصادف شده ایم!

فرهنگیان، نویسندگان، سخن وران، تحصیل كردگان، محصلان، سیاستمداران، تجاران، زنان، جوانان، كسبه كاران، همه و همه!

ما می توانیم و فرصت داریم تا با حمایت قلم ، زبان و كمك مالی تاثیر بر رای یزدانی داشته باشیم.

بیائید باهم خطر كنیم ، نترسید !

در وجود یزدانی جز توحید ، هویت و پاكی نفس چیزی دیگری نمی یابید.

بر ما و شماست كه حاج كاظم یزدانی مورخ معاصر را در ولسی جرگه انتخاب نمائیم ، تا با حك رای خود صداقت ، هویت و اعتماد را در بین شهروندان كابل بالا ببریم .

با فرستادن چهره برجسته چون حاج كاظم یزدانی به وسیله رای مان می توانیم آینه و هویت خود را در یكی از كرسی های ولسی جرگه بنگریم و این حق ماست . تا باشد ، وجدانهای بیدار با كاندید شدن یزدانی بیدارتر گردد.

و من الله التوفیق.

 

 

حسين فاضلي : من يزداني را به عنوان سُمْبُلْ وجدان ملي و يكي از ايثار گران ميدانم. كسي كه به يزداني رأي ميدهد در حقيقت به ارزشهاي انساني و به شعور و وجدان ملي راي ميدهد.

موسي مؤمني : استاد يزداني  با تحرير تاريخ هزاره به اين مردم هويت و اصالت بخشيد وفرهنگ ما را بارور ساخته، و حق بزرگي به گردن مردم دارد.

حاج قهرمان ( پهلوان ابراهيم ) يزداني از دوستان و همفكران نزديك رهبر شهيد عبدالعلي مزاري است، من اطمينان دارم كه او از خط عدالت خواهي رهبر شهيد عدول نخواهد كرد.

گلزاري : رأي دادن به كساني كه توجه خويش را به منطقه خاصي محدود كرده ، خيانت به وحدت و يكپارچگي مردم خواهد بود، لذا من و همكارانم فقط به استاد حاج کاظم يزداني رأي ميدهيم، برأي آنكه داراي وسعت نظر بوده و روي خوشبختي و سعادت و اعتلای همۀ مردم ما فكر مي كند. يزداني يگانه كسي است كه خود را به منطقه خاصي محدود نكرده است.

عوض علي اسلامي : ما رأي دادن به استاد حاج کاظم يزداني را برخود واجب مي دانيم، زيرا او شخصيتي است كه تاريخ ما را زنده كرده و با نوشتن تاريخ هزاره به اين مردم، اصالت و هويت بخشيده است.

گل محمد اميري : يزداني داراي امتيازات زيادي است، او يك مورخ، و يك روشنفكر و صاحب نظر در امور اسلامي و از همه مهمتر آن است كه برخلاف بسياري از كانديدان ديگر كه خود را متعلق به يك منطقه خاص ميدانند، حاج کاظم يزداني خود را به يك منطقه مخصوص وابسته نساخته، بلكه در ميان همة طبقات خصوصاً در ميان طبقه روشنفكر و تحصيل كرده و هم در ميان طبقات محروم طرفداران و علاقمندان زيادي دارد.

حسن بلال : از سنگرداران اولیه دره ترکمن من دلائل زيادي برشايستگي حاج کاظم يزداني دارم، از جمله اينكه جناب ايشان در دوران جهاد عليه نيروهاي روسي، فرماندهي گروپ توحيد دره تركمن را به عهده داشت، و يگانه قومانداني است كه هرگز در جنگ داخلي شركت نكرده و تمام غم و همّ خويش را براي بيرون راندن قواي خارجي مصروف داشت. وي در دوره جهاد محبوبيتي خاصي در ميان شيعه و سني  داشت و روزي كه زخمي شد برادران تاجيگ دره فرنجل و هزارهاي حنفي دره سرخ و پارسا مثل مردم دره تركمن متأثر گرديده براي او دعا مي كردند.

حجۀ الاسلام قاسم احمدی: خدمات استاد يزداني به اين آب و خاك هميشگي و جاويداني است. اوبا تأليف تاريخ هزاره ها در دو جلد قطوربه اين مردم هويت و اصالت بخشيد و جعلكاري هايي را كه قبلاً در تاريخ افغانستان رخ داده بود افشا كرد و فصل جديدي در تاريخ و وحدت ملي تهداب گذاري كرد.

حاج عبدالله صفدري قول خویشگی :‌ شركت در انتخابات پارلماني به عقيده من واجب  است و واجب تر از آن اين است كه به شايسته ترين افراد بايد رأي داد، چون مسئله كشور و سرنوشت مطرح است و من چون استاد حاج کاظم يزداني را بيش از 30 سال است كه مي شناسم و او را یکی از شايسته ترين ميدانم.

استاد يزداني هم از نظر صداقت و هم از نظر آگاهي سياسي و اجتماعي و هم از نگاه آگاهي از تاريخ كشور، بلكه از هر جهت شايسته ترين است.

 

سيد ابوطالب مظفري شاعر و نويسنده و بنيانگذار مجله درّ دري:

روزگاري بود نه چندان دور، ما نوجوان بوديم  و در محيط مهاجرت رشد كرده بوديم و به دنبال هويت خود لابلاي اوراق تاريخ و فرهنگ را مي پاليديم تا سطر و صحفه اي بيابيم كه در آن گفته شده باشد ، افغانستاني كيست؟ شيعه چيست؟ و هزاره چه كساني هستند؟ در آن وقت مردان انگشت شماري بودند كه به اين سؤالات ما پاسخ مي دادند. يكي از سر شناس ترين وكوشا ترين آنهاشخصی بود به نام حاج کاظم يزداني با كتابهاي مانند پژوهشي در تاريخ هزاره ها، تاريخ تشيع در افغانستان و بسيار نوشته هاي ديگر. اين كتابها در آن قحطسال كتاب پيوند ما را با وطن، فرهنگ و هويت ما برقرار مي كرد. نسل فرهنگي امروز همگي شاگردان و وامداران زحمات افرادي مانند حاج کاظم يزداني هستند. و ادب انساني و اسلامي حكم مي كند كه همچنان قدردان باشند. كساني كه رنج ديدند، ملامت كشيدند اما با وجود آن استوار بر درگاه فرسودة فرهنگ و تاريخ اين مملكت ايستادند. استاد پايدار باشد.

احمد الهام : استاد یزدانی با مقالات و آثار مکتوبش نقش برازنده ای در میان محققین افغان دارد. کسی که برای صله ننوشت و فقط برای این نوشت تا زوایای تاریک این تاریخ روشن شود. و استاد به دلیل اینکه برای کسی تملق نگفته همواره برای چاپ آثارش مشکل دارد و هم اکنون نیز تعدادی از نوشته هایش بدون چاپ باقی مانده است.

علی عرفان مسئول رادیو بامیان : « استاد یزدانی در اول یک فقیه و یک عالم دینی است، سپس شخصیت جهادی است و آنگاه یک مورخ و نویسنده متقی و پرتلاش است که عمر خویش را در راه احیاء دانش و فرهنگ صرف کرده است. او از هر جهت شایستگی ورود در پارلمان را دارد.

حجه الاسلام سردار جهانی : « استاد یزدانی علاوه بر اینکه یک نویسنده و مورخ صادق و بی آلایش است، یک اندیشمند و یک مجاهد ایثار گر است.

اینکه استاد یزدانی برای ولسی جرگه ثبت نام کرده، من این عمل او را یک وظیفه شرعی و وجدانی برای خود استاد و یک شانس برای مردم خود میدانم. چون ظهور انسانهای آگاه، بیدار، دانشمند، فقیه، صادق و ایثارگر که همۀ این صفات را یکجا و توأمان داشته باشد، کمتر اتفاق می افتد.

حسن شریفی مقصودی : حاج کاظم یزدانی استاد من است، من سالها پیش در مشهد در درسهای تفسر قرآن ایشان شرکت می کردم و از آن درسها نکته های بسیار مفیدی آموخته ام.

آیا نسل آگاه و درد مند ما به درچه ای از بلوغ و رشد فکری سیاسی خود رسیده است که فارغ از هیاهوی روز مرّه شبه سیاسی و اکثراً آزار دهنده، شایسته ترین چهرۀ فکری فرهنگی خویش را به نمایندگی بر گزیند؟

استاد، دست امین خویش را به سوی مردم خود دراز کرده است تا امانت و کالت را به ودیعت بر دارد. حضور استاد در پارلمان افغانستان، به جز از تعظیم حقوق ملت افغانستان که امری است عظیم، چیزی بر شخصیت ایشان نمی افزاید همچنانکه عدم حضورش ، اندکی از عظمت ایشان نمی کاهد، اما انتظار می رود که نسل درد آشنا ما زمام تعین سر نوشت خود را به دست امانت دار کسی بسپارد که عمری در راه رهایی و آرمان های تاریخی مردم خویش با تحمل کوله بار؟ سنگین برغ و مشقت، مردانه گام برداشته و به شفافیت باران، به تمامی ارزشهای انسانی دینی و ملی مردم خویش و فادار مانده است.

عمر استاد طولانی باد.         

من فکر می کنم به اخلاق و منش استاد یزدانی بیشتر از دیگران آشنا باشم : او کسی است که هیچگاه از خود سخن نمی گوید و لاف نمی زند و همین چند صفحه ای را که به عنوان اتو بیوگرافی خویش نوشته است، در اثر اصرار من و همکارانم بوده است.

رأی به یزدانی به عقیده من رأی به صدای رسای کاتب هزاره و رأی به شهامت عبدالخالق شهید و رأی به عظمت و پایداری اسطوره مقاومت استاد عبدالعلی مزاری است.

انیسه مقصودی وکیل شورای ولایتی کابل: در وجود یزدانی جز توحید، هویت وپاکی نفس چیز دیگری نمی یابید.

تادیه:

حضرت حجه الاسلام و المسلمین، خطیب سخنور توانا و مدرس حوزه علمیه استاد نوروز علی حمیدی.

استاد حاج کاظم یزدانی، نویسنده، موّرخ، مفسّر و عالم توانای دین شناس، روح بیدار و آگاهی بخش در کالبد جامعۀ است.

مردم رشید، اما زخم خورده و مجروح ما همواره با الهام از اندیشه و قلم و قدم پر برکت ایشان، زخمگاههای کهن تاریخی خود را باز شناخته و با بهره گیری از آموزه ها و آثار علمی، تاریخی، تفسیری و اخلاقی استاد، راه و رویش زیستن انسانی سیاسی خود را باز یافته اند.

اینک اماّ:

استاد، با دوبال اندیشه و تجربه، و کالت و نمایندگی مردم خود را در پارلمان افغانستان آهنگ نموده است. این اقدام متعهّدانه، جامعۀ ما را در برابر یک آزمون خطیر تاریخی قرار داده و این پرسش حیاتی را پیش کشیده است که:

 



نویسنده :محمد صابر قائمی - ساعت روز چهارشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |    Bookmark and Share

 

بیوگرافی استاد حاج کاظم یزدانی

استاد حاجي كاظم يزداني

مقدمه

دوستان گرامي ستاد برگزاري انتخابات استاد حاج کاظم يزداني ، نهايت سعي خويش را به كار برده است كه خلاصه اي از زندگي نامه و خدمات

 

 فرهنگي- جهادي و اجتماعي استاد را با چكيده اي از

 

افكار و اهداف او در طي يك « بروشور» چاپ كرده، در اختيار علاقمندان قرار دهد. اما در حین انجام كار متوجه شديم كه به اصطلاح گنجايش بحر در سبو ممكن نيست و ناچار شديم كه به علاوه چاپ و نشر گوشه اي از زندگي نامه استاد به صورت يك بروشور، بقيه كار نامه معظم له را به صورت يك رساله چاپ كرده در اختيار مطالعه كنندگان عزيز قرار دهيم، تا هم وسيله ای گردد براي شناخت بيشتر ايشان، و هم اين رساله به عنوان زندگي نامه يك شخصيت فرهنگي ثبت تاريخ گردد. و با اينكه بخش بزرگتري از خاطرات تلخ و شيريني را كه جناب ايشان از سر گذرانده، ونكات بسيار مهم و عبرت آموزي را در برداشت، ولی به دليل احتراز از زخامت كتاب و صرفه جويي در هزينه چاپ، بدستور خود ایشان مجبور به حذف آن خاطرات شديم، اميدواریم كه استاد خود در يك فرصت ديگر موفق به نشر آن ها گردد.

و من الله التوفق و عليه التكلان

 

ستاد مردمی انتخاباتی استاد یزدانی

 5/4/89-

 

خلاصه ای از :

بیوگرافی استاد حاج کاظم یزدانی

کاظم یزدانی فرزند قنبر، متولد ولایت وردک- بهسود، قریه« قل والی» دامنه پیتاب، در سال 1327ش در یک خانواده متدین و متقی و زراعت پیشه اما تهی دست چشم به جهان گشود، تحصیلات اولیه را در زادگاه خویش فرا گرفت و مدت کوتاهی در کابل به تحصیل ادامه داد و چند سالی در حوزات علمیه مشهد و سپس در نجف اشرف تا سر حد اجتهاد به تحصیل پرداخت و مدت پنج سال از 1351 ه. ش، تا 1357 ش، در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل شد و در این دوران هم درسهای حوزه ای را پیش می برد و هم در « دارالتبلیغ اسلامی» مربوط به حضرت آیت الله سید محمدکاظم شریعتمداری، از مراجع وقت تقلید ، که متون درسی آن ترکیبی بود، از علوم حوزه ای و دانشگاهی، تحصیل کرد، و در تمام دوران تحصیل جزء شاگردان ممتاز بود.

یزدانی در همان دوران همراه چند نفر از طلاب آگاه و متعهد افغانی مقیم حوزه علمیه قم، مانند: استاد عبدالعلی مزاری ( که بعد ها به یکی از  برجسته ترین  چهره جهادی  و محبوبترین  رهبر عدالتخواه  مردمی  تبدیل شد ) و ضامنعلی واحدی، ماشاءالله  افتخاری ( بهار )، اسحاق رضایی، سید اصغر حسینی ، محمدی ارزگانی معروف  به بلوچ و دهقان نژاد ( که همۀ این عزیزان بعدها در گوشه گوشه وطن در دفاع از حقوق مردم به شهادت رسیدند، رحمه الله علیهم) و سلطانعلی عارفی ( زنده سلمه الله تعالی ) مهدوی قخور ( سلمه الله تعالی) و چندتن دیگر، یک تشکیلات سیاسی ، مذهبی را به جود آوردند که مرام آن عمدتاً آگاهی مردم از سرنوشت سیاسی کشورشان، رفع تبعیض نژادی، توسعه وهمگانی شدن علم و دانش و فراهم سازی زمینه وحدت ملی بود. و همین طور در همان زمانها چند گروه مشابه دیگر در کابل، مشهد و نجف به وجود آمده بودند که همۀ آنها در سال 57 - 1358 ش طی جلسات متعدد باهم مدغم شده و یک سازمان سیاسی - جهادی قدرتمندی را به وجود آوردند.

 یزدانی بعد از اشغال افغانستان توسط قشون سرخ شوروی سابق، درست زمانی که اکثر ملاهای کابل به سوی ایران و پاکستان فرار می کردند، او برعکس دیگران حوزه علمیه قم را رها کرده به افغانستان آمد و با جمعی از همفکران خویش علیه نیروهای اشغالگر روسی به نبرد مسلحانه پرداخت و کار نامه درخشانی از خود به یادگار نهاد که در یکی از جنگها هنگامی که مجروحی را نجات میداد، توسط نارنجک سپاه روسی مجروح شد و از ناحیه پا برای همیشه معلول گردید.

یزدانی عاشق عزت و اعتلا و سر بلندی کشورش هست، او همواره از طریق قلم و یا سخنرانی مردم  را به فرا گرفتن علم، دانش و هنر و رفع تعصبات قومی، نژادی و مذهبی دعوت به سوی اسلام قرانی، و آشنایی با علوم و فنون روز  و احیاء حقوق بشر و نهادینه شدن دموکراسی و آزادی بیان و عقیده ومبارزه با فساد و تبعیض و نزدیکی شیعه و سنی  و پاسداری از منابع ملی دعوت کرده است.

از کاظم یزدانی تا کنون کتب و رسالات متعددی در رابطه با تاریخ و فرهنگ افغانستان و شناخت اسلام قرانی به چاپ رسیده است که لازم میدانیم به تعدادی از آن آثار اشاره شود.

 

حاجي كاظم يزداني

•1-             پژوهشی در تاریخ هزاره ها.

در دوجلد که تاکنون سه مرتبه تجدید چاپ شده است. در این کتاب همانطور که از اسمش پیدا است، بحث های جالبی در رابطه با تاریخ و سر گذشت هزاره ها مطرح گردیده است.

 

 

 

•2-             دفاع هزاره ها از استقلال  وتمامیت ارضی افغانستان.

در این رساله به گوشه ای از فداکاری هزاره ها در راه استقلال و آبادی افغانستان اشاره شده و گزارش های مستندی ارائه داده است.

•3-             صحنه های خونینی از : تاریخ تشیع در افغانستان.

در این کتاب راجع به پیدایش شیعه در افغانستان، رنجها، گرفتاری ها و قتل عامهایي که در طول تاریخ بر این فرقه مظلوم وارد گردیده، انعکاس یافته است و در اين کتاب خواننده با حقایقی رو به رو می شود که سخت دل خراش و تکان دهنده و عبرت آموز است.

•4-             افغانستان از هجوم نظامی انگلیس تا هجوم نظامی روس.

در این کتاب گوشه ای از دسایس استعمار و وطن فروشی امیران وقت و جهاد پُر شور ملت افغانستان انعکاس یافته است.

•5-             گزارشی از جهاد مردم ترکمن و قول خویش.

در این نوشتار فصلی از مبارزات مردم سربلند، دلیر، وطن دوست و سلحشور هزاره درۀ ترکمن و قول خویش علیه نیروهای اشغالگر روس و گوشه هایي از مجاهدت نویسنده که به عنوان قوماندان« گروپ توحید» ایفای وظیفه می کرد، شرح و انعکاس یافته است، این نوشتار برای نو جوانان امروزی که چیز زیادی از دوران جهاد مردم علیه نیروهای روسی نمی دانند، آموزنده و قابل مطالعه می باشد.

 

 

 

•6-             فرهنگ عامیانه طوایف هزاره.

در این کتاب در مورد زبان و لهجه هزارگی که شاخه یی از زبان دری است، بحثهای مفیدی مطرح گردیده است. و این کتاب حاوی تقریباً دو هزار واژه و قریب هزار و دو صد ضرب المثل هزارگی و تعدادی دوبیتی ها  و اشعار گوناگون هزارگی میباشد. یزدانی در این کتاب پاره یی از ویژگیها خاص لهجه هزارگی را شرح داده که در نوع خود کم نظیر می نماید. کتاب یاد شده به عنوان جلد اول در سال 1371 به چاپ رسیده است و اینک جلد دوم  آن به صورت قلمی تکمیل گردیده و آماده چاپ می باشد.

•7-             درس مبارزه از قیام حضرت موسی علیه السلام.

در این کتاب که تاکنون سه بار تجدید چاپ شده ، را ه و روش مبارزه علیه حکومت های خود کامه و فرعونی را با استفاده از آیات قرآنی نشان میدهد.

•8-             فرزندان کوهساران.

در این کتاب نیز از خدمات و جانفشانی های هزاره ها در راه آبادانی افغانستان سخن رفته و جمعی از رجال تاریخی هزاره به طور خلاصه و گذرا معرفی شده اند.

•9-             تحقیقی در باره دو واژه تاریخی قرآنی: یأجُوج و مأجُوج.

در این رساله بحث مشروحی پیرامون اقوام یأجوج و مأجوج صورت گرفته است.

و خلاصه بحث آن است که در حدود 2 هزار سال قبل از میلاد اقوام مهاجمی از شمال اروپا به سوی سرزمین های حاصلخیز غرب آسیا یورش آورده و باعث نابودی و ویرانی تمدنهای کهن آنروز گردیده اند که خبر آن در قرآن مجید در داستان ذوالقرنین انعکاس یافته است. این کتاب علی رغم حجم کوچک آن، یک کتاب تحقیقی به شمار آمده و مورد تمجید و تحسین پژوهشگران می باشد.

•10-        التشیع فی افغانستان.

درین رساله پیدایش تشیع در افغانستان و خلاصه ای از زندگی نامه رجال و مردان بزرگ و نامدار شیعی تحریر گردیده است. این کتاب ضمیمه: « دائرة المعارف الاسلامیه الشیعه» به زبان عربی در لبنان به چاپ رسیده است.

•11-        بامیان سر زمین شگفتی ها.

در این رساله به طور فشرده تاریخچه و جاهای دیدنی بامیان معرفی گردیده است.

•12-        تاریخ مستضعفین افغانستان.

این کتاب به تعداد محدودی به صورت پلی کاپی نشر گردیده است.

 

•13-        به سوی آینده درخشان.

تحقیقی است در باره رشد اقتصادی روستاهای شهیدان- بامیان.

•14-        نقد و بررسی قانون احوال شخصیه اهل تشیع.

لازم به تذکر است که متن اصلی « قانون احوال شخصیه اهل تشیع » توسط دوتن از روحانیان برجسته افغانی مقیم مشهد به رشته تحریر در آمده است.

و جناب شیخ محمد آصف محسنی، بعد از حک و اصلاح نسخه ای از آن را به منظور رسمی شدن، به ولسی جرگه ارسال کرد. و پارلمان افغانستان بدون دقت و بررسی لازم آن را تصویب نمود، در حالی که پاره ای از مواد قانونی آن در نقطه مقابل احکام قرآنی و دانش بشری قرار داشت و اگر همان نسخه به صورت اصلی آن رسمیت پیدا می کرد، جز آبرو ریزی و بدنامی فقه شیعه هیچ ثمرۀ دیگري نداشت و کاظم یزدانی آن کتاب را با دقت مورد مطالعه قرار داده، حدود 32 ماده آن را برخلاف قرآن و دانش بشری تشخیص داده است. یزدانی قبل از آنکه دنیا متوجه نقایص آن قانون نامه شود و جاروجنجال بار آورد، نقد نامه خویش را برای جناب محسنی ارسال کرد و تذکر داد که قانون احوال شخصیه اهل تشیع باید از نو تحریر و اصلاح شود اما جناب محسنی و یاران او سرسختانه اصرار داشتند که باید همان نسخه اولیه رسمی شود و حتی جناب محسنی « تأکید داشت که هیچ احدی نمی تواند تغییراتی در آن ایجادکند» اما سر انجام در برابر اعتراضات جهانی تسلیم شدند، و اینک قریب 17 ماده آن بکلی حذف شده و در 70 مورد دیگر اصلاحاتی به وجود آمده است. با اینکه نسخه فعلی آن باز هم دارای اشکالات است اما نقایص اولیه آن تا حدودی رفع شده است.

نا گفته نماند که در مجله « معرفت دینی » شماره 32 اُرگان نشراتی علمای شیعه افغانستان، اکثر منتقدین قانون احوال شخصیه اهل تشیع را متهم به غربگرایی و ضدیت با اسلام کرده اما در باره نوشته کاظم یزدانی و رساله نقد و بررسی او ناگزیر به اعتراف گردیده و آن را یکی از نقد های علمی و ارزشمند دانسته است که سخنی برای گفتن دارد.[1] و باز در صفحه 73- همان مجله آمده است: « در این میان، برخی از بزرگان نقدهای مبتنی بر فقه ارایه کرده و شماری از مواد این قانون را بر نتافته اند، نام استاد یزدانی و شماری از همفکران ایشان در این جمع دیده می شود. با کمال احترام به ساحت علمی ایشان باید عرض شود که ایرادهای ایشان مبنایی است، ایشان اصولاً مبانی فقه شیعه به صورت سنتی را چندان نمی پذیرد و از خود دیدگاه و مبنای خاصی دارد. [2]

  • 15- باری، از کاظم یزدانی تا کنون قریب 150 مقاله علمی، تاریخی، اسلامی و اجتماعی در نشریات و مجلات گوناگون داخلی و بیرون مرزی به چاپ رسیده، برخی از مقالات او مانند: « زنان تاریخی و مقام زن از نظر اسلام» در سال 1369 ش از طرف مرکز فرهنگی اخوت ایران، غیاباً برنده جایزه بهترین مقاله شد، اما کاظم یزدانی به جهت برخوردهای نامناسب ایران با مهاجرین افغانی از اخذ آن خود داری کرد.

 

آثار قلمی و غیر مطبوع

کاظم یزدانی چندین اثر چاپ نشده دارد که شاید معرفی پارۀ ای از آنها خالی از فایده نباشد.

  • 1- زنان نامدار و تاریخی افغانستان، که آماده، چاپ می باشد.
  • 2- نمونه ای از افسانه های ولایات مرکزی افغانستان، آماده چاپ.
  • 3- دائرة المعارف هزارستان.

در این کتاب اعلام تاریخی، جغرافیایی و اسامی رجال و قهرمانان و دانشمندان و هنر مندان هزاره به ترتیب حروف الفباء معرفی گردیده اند.

  • 4- از دواج و حق انتخاب همسر از نظر اسلام و قوانین بین المللی، آماده چاپ.
  • 5- ساکنان ما قبل آریا در افغانستان.

این کتاب در دست تدوین است و حدود 70% آن تکمیل شده، گرد آوری و تألیف آن حدود 10 سال وقت گرفته است که اگر به ثمر برسد بخش مهمی از تاریخ ما قبل آریا در افغانستان را روشن خواهد کرد.

همه میدانیم که سر زمین امروزی افغانستان قبل از ورود قبائل آریایی، از تمدن عظیم و درخشانی بر خوردار بوده که تمدن امروزی ما ریشه در همان تمدن دارد. در این کتاب با ارائه اسناد به جای مانده از عهد باستان، ساکنان بومی این سرزمین که چهره و قیافه ترکانه داشته و با زبان التصاقی( شبیه زبان ترکی امروزی) سخن می گفته اند، مورد شناسایی قرار گرفته و نظرات کاملاً تازه و تحقیقی در این باره ارائه گردیده است.

  • 6- نگاهی به تاریخ تشیع در افغانستان از آغاز پیدایش تا عصر تیموریان.

این کتاب غیر از کتاب صحنه های خونین از تاریخ تشیع است که درسال 1368 به چاپ رسیده است.

  • 7- تفسیر موضوعی قرآن مجید که تنها جلد اول آن تکمیل گردیده است.
  • 8- گرامر زبان سومری، اصل این کتاب به نام « قواعد اللغه السومریه » به زبان عربی است که که توسط هاشم سمرجی، به رشته تحریر در آمده و در سال 1972م- در عراق به چاپ رسیده است و یزدانی آن را از عربی به زبان دری تحت عنوان گرامر زبان سومری ترجمه كرده است.
  • 9- جعلیات مجوسیان در تاریخ و احادیث اسلامی.

واقعیت این است که دوگروه از دشمنان اسلام: یهودیان و مجوسیان افسانه ها و روایات زیادی را تعمداً وارد تاریخ و احادیث اسلامی کرده اند. خوشبختانه جعلیات یهودیان کم و بیش مورد شناسایی قرار گرفته و به نام «اسرائیلیات» یاد می شوند. اما جعلیاتی را که مجوسیان با نقاب اسلامی وارد تاریخ و حدیث کرده اند، تعداد آنها به مراتب بیشتر از اسرائیلیات بوده و هم خطرناک تر می باشند که تاکنون مکتوم و ناشناخته باقی مانده اند وکاظم یزدانی بخشی از آنها را مورد شناسایی قرار داده و به صورت کتاب مستقل تدوین کرده است. اگر خدا بخواهد این کتاب منتشر شود، حقایق مهمی از تاریخ اسلام روشن خواهد شد وبسیاری از تعصبها و نفرتهایی نادرستی که میان تشیع وتسنن به وجود آمده، به خاطر همان جعلیات بوده و با چاپ این کتاب آن تعصبها و نفرتها خود بخود از میان خواهد رفت. و تحقیقات یزدانی دراین مورد در نوع خود ابتکاری و یگانه می باشد.

  • 10- تداخل واژه های ترکی- مغولی در زبان دری.
  • 11- ارمغان یزدانی، ( مجموعه شعر).

 تقدير نامه

كاظم يزداني در دوره فعاليت فرهنگي خويش بارها از سوي: انجمن هاي علمي، فرهنگي و اجتماعي و نيز از طرف رجال و شخصيت هاي سياسي و دانشوران مورد تجليل، تحسين و قدرداني قرار گرفته و نامه هاي محبت آميز و تقدير نامه هاي ارزشمندي در يافت كرده است كه فقط به چند مورد آن اشاره مي شود:

  • 1. تجليل و قدرداني از طرف طلاب و روحانيان مشهد و اعضاي كتابخانه رسالت، در سال 1371ش، كه طي يك محفل با شكوهي كه جمع كثيري از علماء، مدرسين و فرهنگيان افغاني مقيم مشهد حضور داشتند. از يزداني و خدمات فرهنگي او تجليل به عمل آمد و در پايان لوح تقدير گرانبهايي از سوي طلاب و روشنفكران افغاني به وي تقديم گرديد.
  • 2. نامه محبت آميزي از طرف استاد عبدالعلي مزاري( رحمه الله عليه)

وقتي جلد اول « پژوهشي در تاريخ هزاره ها » منتشر گرديد و يك نسخه آن در سال 1368ش در مركز باميان باستان، به دست راد مرد بزرگ تاريخ هزاره حضرت عبدالعلي مزاري رسيد، او بعد از مطالعه آن؛ اعضاي شوراي مركزي حزب  وحدت اسلامي را طلب كرده، كتاب را به آنان نشان داده مي گويد: حزب و حدت اسلامي عصار ه و چكيده نه حزب جهادي مي باشد. با اينكه همه ما درعرصة جهاد فرهنگي ادعاهاي عريض و طويلي داريم، اما واقعيت آن است که هيچ كدام ما به اندازه يك نفر كه جناب حاج كاظم يزداني باشد كار بنيادي انجام نداده ايم.

او با اينكه يك نفر مجروح و جانباز انقلاب است و سالها عليه نيروهاي اشغالگر روسي مبارزه كرده است، اينك با اين تأليف گرانبها نه تنها تاريخ  هزاره ها  را زنده كرده بلكه به اين مردم اصالت و هويت داده است.[3]

استاد عبدالعلي مزاري پس از اين سخنراني كوتاه، در همان مجلس نامه تشويق آميزي تحرير نموده، براي يزداني ارسال مي كند، و در بخشي از آن نامه چنین آمده است:

« ... جناب آقاي حاج كاظم يزداني .... اثر بسيار ارزنده شما بنام (پژوهش هايي در تاريخ هزاره ها ) در دستم رسيد و تا آخر مطالعه نمودم. ايجاب مينمايد اظهار قدرداني و سپاسگذاري نمايم از زحمت كشي و اقدام نيك شما در مورد احياء فرهنگ مردم هزاره و نقش آنها در جامعه افغانستان؛ واقعاً قابل قدر است كه در حال كمبود لوازم ضروري و مدارك تاريخي شما توانستيد فصل جديدي در تاريخ، اين مردم رنجديده و محروم باز كنيد، چنانچه در سابق چنين كاري را كس نكرده است و داشت تاريخ اين مردم كم كم از ذهن عامه محو مي شد.

 

اكنون با اين عمل نيك و شايسته شما اميدي براي آينده و ديگران پيدا شده است.» 

حاجي كاظم يزداني

 

 

 

1- معرفت دینی، شماره 32 ، ص54.

- همان ص73 .[2]

- نقل به مضمون[3]

4 - بخشي از نامه رهبر شهيد عبدالعلي مزاري، براي حاج كاظم يزداني.

 

 

 

 


نویسنده : محمد صابر قائمي


نویسنده :محمد صابر قائمی - ساعت روز سه شنبه ۲۲ تير ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |    Bookmark and Share



X




  

خانه
آرشیو وبلاگ
ایمیل مدیر وبلاگ


آرشیو مطالب

هفته سوم مرداد1389-1 پست
هفته چهارم تیر1389-3 پست


مطالب اخیر

دیدار با استاد یزدانی
اعلان حمايت مجمع دموكراسي خواهان افغانستان از كانديداتوري استاد يزداني
نظر ها و تاییدات مردم
بيوگرافي استاد حاج كاظم يزداني


پیوندها

وبلاگ استاد حاجي كاظم يزداني
وبلاگ استاد حاجي كاظم يزداني
بیوگرافی استاد کاظم یزدانی
استاد حاج کاظم یزدانی
معلومات مفصل در مورد استاد یزدانی
استاد حاج کاظم یزدانی
استاد کاظم یزدانی
وبسایت استاد کاظم یزدانی


نویسندگان وبلاگ

محمد صابر قائمی


نظرسنجی وبلاگ



آمار وبلاگ

بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 4
بازدید ماه جاری: 67
بازدید کل: 2261